عصرنو

با اومدن وایبر و تلگرام و لاین و واتساپ و اینستاگرام و ... اینجا چه خلوت شده....

دلم برای قدیمای اینجا تنگ شد...

عصرنو

با اومدن وایبر و تلگرام و لاین و واتساپ و اینستاگرام و ... اینجا چه خلوت شده....

دلم برای قدیمای اینجا تنگ شد...

یاد نوشت!

 

نمیدونم چرا بعضی آدمها احساس میکنن از همه ی آدمهای اطرافشون بالاترند!
اینکه مقام و پول داشته باشن نشان ادب نیست بلکه اون خضوع و فروتنی که آدم رو پیش همه عزیز میکنه! که متاسفانه شما ندارید و انگار نداشتید و من اشتباها این چند سال فکر میکردم دارید! از چشمم افتادیم حاجی جون!بدجورم!

اینو نوشتمکه یادم باشه دیگه اشتباه فکر نکنم!

!

دنیای غریبیست نازنین!


* یک فقره خواهرزاده از نوع مونث به جمع خونوادگی ما اضافه شد! تبریکات شما را از دور پذیراییم!

برای تو....

"می دانی..؟
آدم های ِ ساده..
ساده هم عاشق می شوند..
ساده صبوری می کنند..
ساده عشق می وَرزَند..
ساده می مانند..
اما سَخت دِل می کنند..
آن وقت که دل ِ می کنند..
جان می دَهند..
سخت میشکنند..
سخت فراموش میکنند..
آدم های ِ ساده….."

نمیدونم چرا وقتی اینو خوندم یاد تو افتادم!


روزمره گی

اوضاع اینقدر قاطی شده که اگه بخوای حلاجی کنی خودتم توش قاطی میشی!

!! موندم تو کار بعضی از بنده های خدا که دستی دستی زندگی خوش میزنه زیر دلشونو میرن که یه تبر بگیرند و بزنن از ته ساقطش کنن!
خدا کمی عقل به این بنده های ناشکرت عطا بفـــــــــــرما... آمـــیــن!

  گاهي دلم از اين همه خوب بودن خسته ميشه!

. . . دريــــا اونــم توي يه روز بادي با موج هاي بلنــد هم لذتــي داره...

یه پست خونگی!

 خیلی دوست دارم یه فروشگاه شیرینی های خونگی و دسر های خونگی بزنم!
آشپزی یه طعم خاصی از تولد و تداوم زندگی رو میده به من.

برای عید یه سری شیرینی برای دوستان و آشنایان درست کردم که همه کلی به به و چه چه گفتن! (البته این جمله روحتما حمل بر تعریف تمجید از خود بزارید!)(نیش)

چند وقتیه عجیب درگیر نهالستان مون هستیم، همینطور دنبال وام برای طرح و مجوزمون، البته تا الان که به در بسته خوردیم ولی خوب یه امید کوچولویی مونده که اونم چهارشنبه بعد از سفر ریاست جمهور به استان و تخصیص بوجه تو بخش توسعه کشاورزی معلوم میشه.

باغمون رو با اینکه هنوز کلــــــی کار توش نیمه کاره مونده خیلی دوست دارم،هر شب با هزار فکر و خیال برای نقطه به نقطه اش خوابم میبره.  

واسه خودم!

کاش میشد از زندگی خونواده گیمون محو میشدی! خنده داره یه الف بچه اینقده پروو باشه! کاش تمام سنگینی دلم رو تجربه کنی و تلخیش رو بفهمی! کاش پدر و مادرم به این سادگی و دلرحمی نبودن! کاش آدمها کمی فقط کمی برای خودشون ارزش قائل بودن! کاش... اگه این کاش ها جمع بشن زندگی تغییر مسیر میداد!

درد دلهای ناگفتنی فافا!

تو دلم یه دنیا حرفه که نه میشه به تو که شوهرمی بگم ،نه به تو که دوستمی بگم،نه به تو که خواهرمی و نه به تو که مادرمی! شاید نتونی درک کنی،نتونی متوجه بشی من چی میگم و چی میخوام! هر جا رو نگاه میکنم ، هر گوشه و کنار زندگی شخصی و عمومی!خودمو که نگاه میکنم میبینم که همه جا کوتاه اومدم! برای دل تو،برای اینکه ناراحت نشی،برای اینکه تو! کم نیاری!، برای اینکه نخواستم خراب شه،کوتاه اومدم برای اینکه دلم سوخت و خرم کردی! ولی الان دیگه نباید کوتاه بیام نباید کم بیارم و باید جلوت واستم ولی بازم... حق با منه و اینو میدونم و مطمئن ولی...تو چی؟ تو که داری تموم میشی چی؟؟! گاهی حتی اشک هم نمیتونه سبکت بکنه... گاهی نمیتونم درک کنم و بفهمم خوبی زیاده از حد رو! مخالفش میشم وبعدش از اون دنیام و عاقبتش میترسم!ولی...ولی منم آدمم! کاش فقط اینو میفهمیدی که منم خیلی چیزا میخواستم و نشد! کاش فقط اینو میفهمیدی که منم خیلی خسته شدم و خیلی تلاش کردم... میفهمی! میدونم که میفهمی ولی فهمیدن به عکس العمله نه حرف زدن!  

بی عنوان!

تصمیم کبری، تصمیم خیلی سختی ست!!

برای سبک شدن خودم!

چند روزه دارم فکر میکنم که واقعا یه وقتایی انسان چقدر میتونه تو اوج شلوغی تنها باشه!

- ادم اینقدر خسیس و پررو! تا حالا ندیده بودم! خدا میدونست که شاخشو شکست!

- از شما انتظار زیادی نداشتم! ولی خوب جواب همه ی خوب بودن هام رو دادید! دلایلی هم که آوردید هیچکدومش منو قانع نکرد! خلایق هر چی لایق! منو بگو بخاطر چه کسایی اینقده خودمو اذیت کردم! ولی هنوزم دیر نشده! الانم اولش!!

براي ديدگاه هاي خاموش تو!

دلم برات سوخت! بغضم گرفت با خوندن كلمه به كلمه اش!

اينو جدي ميگم! براي اينهمه تنهاييت كه انگار تمومي نداره و ...

ولي زندگي ادامه داره! يكي داره تموم آرزوهاي تو رو جاي ديگه براي يكي ديگه محقق ميكن و تو اينجا داري فقط تـــــــــموم ميشي!!

بايد نشون بدي كه زندگي براي تو ادامه داره حتي بدون اون! بخاطر كسي كه عشق رو،محبت رو،دلبستگي ها رو، زندگي رو از تو درك نكرد خودتو تمومش نـكن!

هر كاري كني اون چيزي كه بايد پيش بياد پيش مياد و من و تو هيچ دخلي توش نداريم! حتي با دعــا!

پس براي اتفاق و انتخابي كه از قبل شده و ما بايد فقط ديالوگش رو بگيم و صحنه هاش رو تكرار كنيم اينقدر غمين نباش عزيز جان!

دلم به وسعت تمام دلتنگي ها ، دلتنگته....

مراقب مخاطب دلتنگي هام باش...

بهمن ماه من!

- بهمن اومد تولدها هم شروع شد.

ممنون بابت تبریکات 17 بهمن!

- یکی داره از راه های دور میاد... دعا میکنم که صحیح و سالم و بدون هیچ مشکلی برسه، قدمش براشون مبارک.

حکمتت!

گاهی حس میکنم خدا میخواد آزمایشم کنه! شایدم میخواد ببینه من چه عکس العملی نشون میدم!

ولی راستشو بگم؟! ... کلی دلگیر شدم از خودم!

اثاث کشی!

بازم دوباره ترسناک شدم! مثل چند سال پیش! تو یادته لابد! به هر چیزی فکر میکنم همون اتفاق میافته!! میگه صدقه بده، میگم اخه اون لحظه اصلا فکرشم نمیکنم که این اتفاق باید بیافته فقط یهو به دلم خطور میکنه و چند ساعت بعد پیش میاد!! بلاخره اثاث کشی به منزل جدید با چند تلفات انجام شد! یکی از لاله های کنسولم شکست!! همونی که خیلی دوسش داشتم!- در ضمن بگم این اتفاق هم دیده بودم قبلش!!- کلی گریه کردم! معمولا آدمی نیستم که برای یه همچی چیزایی اشکم در بیاد ولی نمیدونم چی شد که یهو اینقدر این اثاث کشی چند روزه و دردسرهاش بهم فشار آورد که اون لحظه زدم زیر گریه! بنده خدا آقای همسر جرات نداشت حتی بهم دلداری هم بده! صبح بدون اطلاع من زنگیده به آبجی خانم ما که بگرد ببین میتونی عین اون لاله عباسی ها رو براش پیدا کنی! آبجی خانم هم گشت ولی پیدا نکرد! تموم شد! آخرین حلقه اتصال هم پاره شد!

!


اين روزها دارم فكر ميكنم كه بعضي ها چقدر ميتونن دور از جون پررو باشن!!
يكي نيست بهش بگه بتمرگ سر زندگي و زندگيت رو كن!

...

گاهي نبايد قبول كني! حالا كه قبول كردي باس پاش واسي! يعني كه ...  مجبوري كه واسي!!

اومديم كه باشيم!

خيلي وقته نبودمـا!

سلام! الان احتمالا فكر كردم سيل جمعيت دوستداران فافا هستن كه دارن جواب سلام منو بعد مدتها ميدن!(نيش)- اه يادش بخير چقده نيش ميذاشتيم بين حرفامون!-(نيش)!

هنوز انگار نوشتنم نمياد، يعني نوشتنم كه مياد ولي رديف كردن هجمه ي اينهمه حرف رو نميتونم كنترل كنم!

بعد مدتها بلاخره تصميم بر اين شد كه بشينيم پاي كاري كه به رشته مون ميخوره و به اين ترتيب افتاديم دنبال گلخونه زدن و نهال  و مجوز هاي مربوطه! كه چشمتان روز بد نبينه يعني كلا همه شعارهاي "حمايت ملي و حمايت كارگاه هاي كوچك و ما ميخوايم دست فارغ التحصيلان رو بگيريم و اينا كلا كشك كه چه عرض كنم آب دوغ!
دو ماه داريم دنبال كارهاي مجوز ميدوييم،اولش كه گفتن اصلا براي نهالستان – پرورش نهال هاي پايه سيترنج و سيترملو ي مركبات- اصلا مجوزي صادر نميشه! تازه اگه يه زماني بخواد مجوز صادر كنيم باس 8000 متر زمين داشته باشي از خودت! گفتم ببخشيد آقاي محترم! احيانا براتون سوال پيش نيومده من اگه يه همچين زمين با اين متراژ داشتم واسه چي براي مجوز و وام ميومدم پيش شما؟!!
خلاصه اومديم گفتيم گلخانه گلهاي زينتي كه در پسش نهالستانمون هم داشته باشيم، حالا 2 ماه درگير ادارات و بازديد هاشون و گيرهاشون و واريز پولهاي الكي الكي به اين ادارات محترم هستيم!
آخه يكي نيست بياد بگه يه زمين خالي خالي! كه هنوز دورتادورش رو ديوار هم نكرديم سازمان ميراث فرهنگي براي كجاش ميخواد بياد بازديد؟! اونم اداره اي كه هيچ فقره به كار ما ربطي نداره! تازه 10 تومن هم پول باس قبلش واريز ميكرديم تا اجازه ورود بدن به ما!!
حالا بماند به واريز كردن مبالغ ناچيزي!! براي نقشه هاي مقياس 2000 و يو تي ام و كارشناسي زمين و ماليات و حق تمبر مالياتي و حق بازديد و اينا...!
به آقاي همسر ميگم فك كنم به قد يه وام ما به اينا فقط پول داديم!

خلاصه كه هنوزم كارمون تموم نشده و برام دعا كنيد كه اين مجوز و همينطور وامش برامون جور شه كه ما همه جوره در خدمتيم!

خلاصه ديگه اگه كار گل و سفارشات داشتيد در خدمتيم!(نيش)

معجــــزه!

هنوز هم  در قرن بيست و يـــك معجــزه وجود داره...

خدايــا شكرت!

ممنون كه خجالتم ندادي ...

!

كاش معجزه اي رخ مي داد ...

يلدای  90

شب يلدای امسال ما شد دو نفره و كنار ساحل سرد دريای شمال...

و حافظ...

سرو چمان من چرا ميل   .....

ثبت خاطره دومین سالگرد ازدواجمون...


شب ميلاد امام مهربونمون ، امام رضا، شب دومين سالگرد ازدواجمون - قمري – توي صحن انقلاب، كنار همراه  زندگيم ، روبروي گنبد طلايي رئوف ترين ، ميگم عيدي امشب و هديه سالگرد ازدواجمون؟
  چي باشه خوبه؟
 هر چي... نميدونم،بهترين چيز!
 دو تا فيش ثبت نامي مكه خوبه؟...
تو اون لحظه فقط من بودم و اون و يه امام مهربون كه شاهد بود... فقط به چشاش نگاه كردم و موج اشكام بود كه صورتم رو نوازش ميداد...
ممنونم... يه دنيا ، يه دنيا ممنونتم آقا سيد....
فقط من و اون ميتونيم قدر اين فيش ها رو توي اين شرايط سخت بدونيم...

...

 

در عين واقعي بودن ،مجازي بودن رو دوست دارم!

ماه ماه آمد...

 این روزها رو با همه ی گرمای اتشین و لب تشنه و بی حالی دوست دارم...
صدای ربنا و اذان و سفره افطار و شیشه های آب و ظرف شربت ابلیمو و هندوانه خنک و اب طالبی...
این روزهای من عین روزهای ماه رمضون چند سال قبله فقط تفاوتش همنشینی با یه اقا سید کنار سفره افطار که لذت روزه داری و باز کردن روزه کنار سفره های نورانی افطار رو برام دوچندان شیرین میکنه...
شبای قشنگ دعا...شبهای قشنگ بهشتی...شبهای قشنگ العفو العفو گفتنها .... شروع شده... دریابیدش حتی توی این روزهای گرم مرداد ماه... که لذت باز کردن روزه بعد از 16 ساعت کنار خوان رحمت اون بالایی و مهمون نوازیش عجیب صفا داره...
امتحان کن ، به تویی میگم که هنوز لبیک دعوتشو جواب ندادی...

+چقدر دلم یه طوری شد وقتی تو نظرات اسم کاکتوس رو دوباره دید...

....

 

دلم میخواد بنویسم و نمیدونم از چی!

از رنگی نبودن حالم یا از کمرنگ شدن فافا پیش خدا!!!
دلم از خدا گرفته مثه همون قدیما...
تو یادته مگه نه؟

 

بی عنوان

فکر نمیکردم یه روزی برسه که ۱۰۲ روز اپ نکنم!

و ما همچنان گم شدیم در لابلای زندگی...

بی مقدمه

 

+ زنگ ميزنه... من روبروي ايوان طلاي نجفم سلام بده...
زنگ ميزنه ... من تو بين الحرمين هستم گوشي رو ميزارم روبروي حرمين- امام حسين و حضرت ابوالفضل(ع) – سلام بده...
.زنگ ميزنه... من تو همون حجره ي تو، تو صحن انقلاب روبروي گنبد امام رضا هستم سلام بده...

دلم سوخت كه همشون از دور بود و من فرصت بودن هايم را از دست دادم!

+ چند روزيه كه فقط دارم اشك ميريزم و بخاطر هر چيز كوچيكي اشك ها سرازير ميشه! خودمم نميدونم چمه ولي... چرا يه چيزايي ميدونم ولي تغيير پذير نيستن و من بايد باهاش كنار بيام و اين اشك منو در مياره!
همه نزديك سال نو بهترين خاطرات براشون رقم ميخوره و من عين كسايي كه خودشونو تو اين دنيا گم كرده باشن حسرت زندگي نكرده،حرفهاي نگفته، فرصت هاي از دست رفته رو ميخورم!

+ديروز داشتم به يكي از بچه هاي وبلاگي فكر ميكردم كه چقدر بي معرفت بود! چقدر زود فراموش كرد همه چيز رو، خيلي ناجوره كه تو با من ارتباط داشته باشي و دوست باشي فقط بخاطر وجود يه نفر سوم و الان كه نفر سومي نيست تو با من هم قطع رابطه كني! نه حالي نه جواب دادن حتي به تلفن و اس ام اس، نه حتي كوچكترين سراغي...

همه حرفهات ، حرفهاي گذشته ات برام بوي تظاهر ميده الان!!

+ديشب توي يه دنيا خستگي كه از كار داشت منو برد كنار دريا و تا اخر شب باهام همراه بود... ممنون!

+ ميگه سال 90 سال خاصي هست براي ما براي زندگيمون براي من و تو! نميدونم چقدر ميتونم باور داشته باشم از حرفاش رو! نميدونم قدر ميتونم از اون بالايي توقع داشته باشم! گرچه مدتهاست كه بي خيال همه خواسته هام شدم و ديگه دعايي بعد نماز ندارم چون...

+ حس يه ادم گمشده اي رو دارم كه افتاده توي يه كره ناشناس و داره در بدر دنبال يه نشونه ميگرده كه يادش بياد كجاست و چــرا هست!!

+ راستي سال نو شما  مبارك و اميدوارم بهترين سال توي زندگيتون باشه...

یه آشنای نزدیک...


"اين شماره ي يه آشناست، اگه بهش زنگ بزني حتما خيلي خوشحال ميشي05112003334"

وقتي خواهرم اين اس ام اس رو امشب برام فرستاد فكر نميكردم به يه همچين جايي وصل شم...


نميدوني چقدر دلم تنگشه...

فلسفه دعا!

 

گاهي گمان نميكني و ميشود

گاهي نميشود كه نميشود

گاهي هزار دوره دعا بي اجابتست

گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود...


فردا یه قرعه کشی داریم خیلی دعا کردم که بنام ما بشه ولی...